hagiographic

hagi·o·graph·ic/ˌhædʒiəˈɡræfɪk/
hagio-holy, saint-graphwrite-icrelated to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more hagiographicsuperlative (عالی): most hagiographic

صفت — مبالغه‌آمیز

مبالغه‌آمیزستایشگرانه

بیش از حد چاپلوسانه یا ستایشگرانه، مخصوصاً در نوشتن درباره زندگی افراد.

Excessively flattering or idealizing, especially in writing about a person's life.

«زندگی‌نامه برای اغراق‌آمیز بودن مورد انتقاد قرار گرفت.»

The biography was criticized for being hagiographic.

«روایت‌های ستایشگرانه عیب‌های فرد را نادیده می‌گیرند.»

Hagiographic accounts ignore the person's flaws.

تفاوت با واژه‌های مشابه
idolizingبت‌پرستانه

رسمی است و معنی ستایش بیش از حد را دارد، مشابه hagiographic ولی کلی‌تر از زمینه مذهبی.

Formal. Means praising someone excessively, similar to hagiographic but more general than religious context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000