در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طور ناقص یا بدون آمادگی کامل انجام شده.
Done prematurely, carelessly, or without full preparation.
«برنامه نیمهتمام او سریع شکست خورد.»
“His halfcocked plan failed quickly.”
«بیگدار به آب نزن، خوب فکر کن.»
“Don’t act halfcocked; think carefully.”
رسمی؛ معنی مشابه ولی ممکن است در زمینههای متفاوت باشد.
Formal; similar meaning but may imply different contexts.