در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک ماهی پهن بزرگ که در آبهای سرد یافت میشود و به عنوان غذا ارزشمند است.
A large flatfish found in cold waters, prized as food.
«ما در رستوران هالیبوت کبابی سفارش دادیم.»
“We ordered grilled halibut at the restaurant.”
«هالیبوت یک ماهی کمچرب و سفید است.»
“Halibut is a lean, white fish.”