halo
اسم — هاله
دایرهای از نور یا شکوه که دور سر یک شخص مقدس یا بالای یک سیاره یا ستاره ظاهر میشود.
A circle of light or glory appearing around the head of a holy person or above a planet or star.
«هنرمند دور سر فرشته هالهای نقاشی کرد.»
“The artist painted a halo around the angel's head.”
«هالهای دور ماه پدیدار شد.»
“A halo appeared around the moon.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. اغلب در بافت مذهبی به جای 'هاله' به کار میرود و به نوری درخشان اطراف یک موجود الهی اشاره دارد. در نجوم کمتر رایج است.
Formal/literary. Often used interchangeably with 'halo' in a religious context, referring to a radiant light around a divine being. Less common in astronomy.
رسمی/ادبی. شبیه 'نیمبوس' است و اغلب به هالهای وسیعتر و فراگیرتر اطراف یک شخصیت اشاره دارد، نه فقط دور سر.
Formal/literary. Similar to 'nimbus', often implying a broader, more encompassing glow around a figure, not just the head.