harassing

har·ass·ing/ˈhærəsɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): harassedpast participle (مفعولی): harassed-ing (حال): harassing3rd (سوم): harasses

فعل — آزار دادن

آزار دادناذیت کردنمزاحمت ایجاد کردن

صفت حال فعل ‘harass’؛ به طور مداوم اذیت یا آزار دادن.

Present participle of 'harass'; to trouble or annoy persistently.

«او همکارانش را در دفتر اذیت می‌کرد.»

He was harassing his coworkers at the office.

«قوانین از کارگران در برابر آزار محافظت می‌کنند.»

Laws protect workers from harassment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
botheringمزاحم

رایج. کمتر شدت دارد؛ در زمینه‌های غیررسمی قابل جایگزینی است.

Common. Less strong than harassing; can replace in informal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000