have time on one's hands

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv taɪm ɑn wʌnz hændz/
phrase (عبارت)common

عبارت — وقت اضافه داشتن

وقت اضافه داشتنبیکار بودن

وقت آزاد زیادی داشتن که نمی‌دانی با آن چه کار کنی.

To have more free time than one needs or knows how to use.

«این هفته وقت آزاد زیادی دارم.»

I have time on my hands this week.

«آدم‌های بازنشسته ممکن است وقت اضافه داشته باشند.»

Retired people may have time on their hands.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000