در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مکانی امن یا پناهگاه.
A place of safety or refuge.
«آن روستای آرام پناهگاهی برای هنرمندان بود.»
“The quiet village was a haven for artists.”
«کتابخانه مأمن من از سر و صدای شهر است.»
“The library is my haven from the city noise.”
برای کسی یا چیزی پناهگاه یا جای امنی فراهم کردن.
To provide a place of safety or refuge for someone or something.
«قلعه قدیمی در طول جنگ به روستاییان پناه داد.»
“The old fort havened the villagers during the war.”
«جنگل انبوه حیوانات وحشی مختلفی را در خود پناه داده بود.»
“The thick forest havened various wild animals.”