haven

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ha·ven/ˈheɪvən/
1noun (اسم)commonplural (جمع): havens

اسم — پناهگاه

پناهگاهمأمنجای امن

مکانی امن یا پناهگاه.

A place of safety or refuge.

«آن روستای آرام پناهگاهی برای هنرمندان بود.»

The quiet village was a haven for artists.

«کتابخانه مأمن من از سر و صدای شهر است.»

The library is my haven from the city noise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shelterپناهگاه امن یا مأمن. روزمره. بسیار نزدیک به haven است و اغلب قابل جایگزینی، اما 'haven' به مکانی امن‌تر یا دائمی‌تر اشاره دارد. "غار پناهگاهی از طوفان بود" اما "آن کشور پناهگاه امنی برای پناهندگان شد."
sanctuaryحرم امن. رسمی/ادبی. اغلب برای مکان‌های مقدس یا مکان‌هایی که حفاظت قانونی ارائه می‌دهند استفاده می‌شود. می‌تواند برای ایمنی عمومی قابل جایگزینی باشد، اما معنای قوی‌تر و رسمی‌تری دارد. "پناهگاه پرندگان" یا "کلیسا پناهگاهی ارائه کرد."
متضادها
2verb (فعل)literarypast (گذشته): havenedpast participle (مفعولی): havened-ing (حال): havening3rd (سوم): havens

فعل — پناه دادن

پناه دادنمأمن شدنپناهگاه ساختن

برای کسی یا چیزی پناهگاه یا جای امنی فراهم کردن.

To provide a place of safety or refuge for someone or something.

«قلعه قدیمی در طول جنگ به روستاییان پناه داد.»

The old fort havened the villagers during the war.

«جنگل انبوه حیوانات وحشی مختلفی را در خود پناه داده بود.»

The thick forest havened various wild animals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shelterپناه دادن. روزمره. به طور کلی هنگام محافظت در برابر آب و هوا یا خطر قابل جایگزینی است. "درختان ما را از باران پناه دادند" یا "غار آن‌ها را از طوفان پناه داد." 'Haven' به عنوان فعل کمتر رایج است.
harborپناه دادن. رسمی. اغلب برای محافظت مخفیانه از کسی، به ویژه یک مجرم، استفاده می‌شود. "پناه دادن به یک فراری." معمولاً برای محافظت ساده با haven قابل جایگزینی نیست.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000