verb (فعل)archaicpast (گذشته): hawedpast participle (مفعولی): hawed-ing (حال): hawing3rd (سوم): haws
فعل — تردید کردن
تردید کردنحیران بودنصاف کردن گلو
گذشته فعل 'haw': تردید کردن یا سرفه کردن قبل از صحبت.
Past tense of 'haw': to hesitate or clear the throat before speaking.
«او تردید کرد و سپس جواب داد.»
“He hawed and then gave his answer.”
«او بهطور مضطرب قبل از صحبت کردن گلو صاف کرد.»
“She hawed nervously before speaking.”
تفاوت با واژههای مشابه
hesitated— تردید کرد
رایج. در مواقعی که قبل از صحبت مکث میکند جایگزین میشود، مانند «او قبل از جواب دادن تردید کرد.»
Common. Interchangeable in contexts of pausing before speaking, e.g. 'He hesitated before answering.'