havoc

hav·oc/ˈhævək/
noun (اسم)common

اسم — ویرانی

ویرانیخرابیبهم‌ریختگی

تخریب یا بی‌نظمی گسترده.

Widespread destruction or disorder.

«طوفان باعث ویرانی در شهر شد.»

The storm caused havoc in the city.

«تصمیمات او بی‌نظمی زیادی در شرکت ایجاد کرد.»

His decisions wreaked havoc on the company.

تفاوت با واژه‌های مشابه
devastationویرانی

رسمی. تأکید بر تخریب شدید، معمولاً از بلایای طبیعی.

Formal. Emphasizes severe destruction, often from natural disasters.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000