heathy

heath·y/ˈhiːði/
heathopen uncultivated land-ycharacterized by
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): heathiersuperlative (عالی): heathiest

صفت — پوشیده از بوته‌زار

پوشیده از بوته‌زارمرتعی

پوشیده از یا متعلق به زمین‌های باز و وحشی.

Covered with or consisting of heath; growing on heathland.

«منظره بوته‌زار برای مایل‌ها ادامه داشت.»

The heathy landscape stretched for miles.

«او بوته‌های معمول مناطق مرتعی کاشت.»

He planted shrubs typical of a heathy area.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000