1verb (فعل)commonpast (گذشته): heavedpast participle (مفعولی): heaved-ing (حال): heaving3rd (سوم): heaves
فعل — بلند کردن
بلند کردنپرتاب کردن
بلند کردن یا پرتاب کردن چیزی با زور یا تلاش زیاد.
To lift, throw, or move something with great effort or force.
«او جعبه را با زور روی کامیون میگذارد.»
“He heaves the box onto the truck.”
«او آهی از سر آسودگی کشید.»
“She heaved a sigh of relief.”
تفاوت با واژههای مشابه
lift— بلند کردن
متداول. اصطلاح کلی برای بلند کردن؛ heave نشاندهنده تلاش یا نیروی بیشتر است.
Common. General term for raising; heave implies more effort or force.
متضادها
2noun (اسم)common
اسم — شلاق زدن
شلاق زدنپرتاب قوی
کشیدن یا پرتاب قوی برای حرکت دادن چیزی سنگین.
A strong pull, throw, or effort to move something heavy.
«با یک فشار قوی، در باز شد.»
“With one heave, the door opened.”
«توپ را با پرتاب قوی انداخت.»
“He gave the ball a hard heave.”
تفاوت با واژههای مشابه
throw— پرتاب
متداول. اصطلاح کلی برای پرتاب کردن است.
Common. General term for propelling something by hand.