herm

/hɜːrm/
noun (اسم)archaicplural (جمع): herms

اسم — هرم

هرمستون سنگی

سنگ‌تراشی یا مجسمه‌ای با سر و گاهی تنه که در گذشته به عنوان نشانه‌گر مرز استفاده می‌شد.

A carved stone or statue with a head and sometimes torso, used in ancient times as a boundary marker.

«جاده‌های باستانی با ستون‌های هرم مشخص می‌شدند.»

Ancient roads were marked by herms.

«در باغ چند مجسمه هرم وجود داشت.»

The garden featured several herm statues.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000