hernia

her·ni·a/ˈhɜːr.ni.ə/
noun (اسم)formalplural (جمع): hernias

اسم — فتق

فتقهرنی

حالتی که در آن یک عضو یا بافت از طریق نقطه ضعیف در عضله یا دیواره اطراف بیرون می‌زند.

A condition where an organ or tissue pushes through a weak spot in the muscle or surrounding tissue wall.

«او بعد از بلند کردن جعبه‌های سنگین دچار فتق شد.»

He suffered a hernia after lifting heavy boxes.

«دکتر بیمار را برای علائم فتق معاینه کرد.»

The doctor examined the patient for signs of a hernia.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ruptureپارگی

رسمی/پزشکی. اشاره به پاره شدن بافت دارد و در برخی موارد به جای هرنی به کار می‌رود اما معنای کلی‌تری دارد.

Medical/formal. Refers to breaking or bursting of tissue; used in some contexts instead of hernia but is broader.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000