highly

high·ly/ˈhaɪli/
highto a great extent / superior-lyin a specified manner
1adverb (قید)commontype (نوع): degreeadjective (صفت): highposition (جایگاه): middle

قید — بسیار

بسیارخیلیشدیداً

به میزان زیاد یا بالا؛ بسیار.

To a high degree or extent; very much.

«او یک دانشمند بسیار مورد احترام است.»

He is a highly respected scientist.

«پروژه بسیار موفقیت‌آمیز بود.»

The project was highly successful.

تفاوت با واژه‌های مشابه
veryخیلی

روزمره. 'Very' رایج‌ترین تشدیدکننده برای صفت‌ها و قیدها است. 'Highly' معمولاً با صفت‌ها یا اسم‌های مفعولی گذشته‌ای که کیفیت مثبت یا ارزیابی را بیان می‌کنند (مانند 'بسیار مؤثر'، 'بسیار توصیه شده') استفاده می‌شود. 'Very' بسیار گسترده‌تر است. در حالی که 'بسیار باهوش' درست است، 'خیلی باهوش' نیز کاملاً صحیح است. با 'very good' به جای 'highly good' قابل تعویض نیست.

Everyday. 'Very' is the most common intensifier for adjectives and adverbs. 'Highly' is generally used with adjectives or past participles that express a positive quality or an evaluation (e.g., 'highly effective', 'highly recommended'). 'Very' is much broader. While 'highly intelligent' works, 'very intelligent' is also perfect. Not interchangeable with 'very good' instead of 'highly good'.

extremelyفوق العاده

روزمره/رسمی. شبیه 'very' اما اغلب درجه یا شدت بیشتری را نشان می‌دهد. 'Highly' بیشتر به ارزیابی‌های مثبت محدود می‌شود، در حالی که 'extremely' را می‌توان با صفت‌های مثبت و منفی استفاده کرد. 'بسیار ماهر' و 'فوق‌العاده ماهر' از نظر معنی بسیار نزدیک هستند. 'فوق‌العاده دشوار' درست است، اما 'highly difficult' معمول نیست.

Everyday/Formal. Similar to 'very' but often implies a greater degree or intensity. 'Highly' is more specific to positive evaluations, while 'extremely' can be used with both positive and negative adjectives. 'Highly skilled' and 'extremely skilled' are very close in meaning. 'Extremely difficult' works, but 'highly difficult' is not typical.

متضادها
2adverb (قید)commontype (نوع): placeadjective (صفت): highposition (جایگاه): end

قید — در ارتفاع

در ارتفاعدر بالا

در مکانی یا سطحی بالا.

At a high place or level.

«عقاب‌ها در کوهستان در ارتفاع بالا پرواز می‌کنند.»

The eagles fly highly in the mountains.

«او بالا را نشانه گرفت تا به قفسه بالایی بزند.»

He aimed highly to hit the top shelf.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aloftدر بالا

ادبی/کهن. به بودن در مکانی بلند، به ویژه در هوا یا بر روی دکل کشتی اشاره دارد. در گفتار روزمره کمتر از 'highly' برای 'در مکانی بلند' رایج است. 'پرچم‌ها در ارتفاع بالا به اهتزاز درآمدند' و 'پرچم‌ها در بالا به اهتزاز درآمدند' معانی مشابهی دارند، اما 'aloft' شاعرانه‌تر و خاص‌تر به بودن در هوا است. معمولاً قابل تعویض نیستند.

Literary/Archaic. Refers to being in a high place, especially in the air or on a ship's mast. Less common in everyday speech than 'highly' for 'at a high place'. 'The flags flew highly' and 'The flags flew aloft' mean similar things, but 'aloft' is more poetic and specific to being in the air. Not generally interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000