hissed

/hɪst/
verb (فعل)commonpast (گذشته): hissedpast participle (مفعولی): hissed-ing (حال): hissing3rd (سوم): hisses

فعل — فس فس کردن

فس فس کردنسوت کشیدن (اعتراض)

صدای تند و خش‌دار ایجاد کردن، معمولاً برای نشان دادن نارضایتی یا عصبانیت.

Made a sharp sibilant sound, often to express disapproval or anger.

«جمعیت به تصمیم بد فس فس کردند.»

The crowd hissed at the bad decision.

«او برای هشدار بی‌صدا فس فس کرد.»

She hissed to warn him silently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
booedهو کردن

غیررسمی. صداهای مشابه نارضایتی ولی 'hiss' صدایی تیز از دهان است.

Informal. Similar disapproval sounds but 'hiss' is a sharp noise from mouth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000