hobnailed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hob·nailed/ˈhɒbneɪld/
hobnailshort nail with a thick head
adjective (صفت)common

صفت — دارای میخ زیره

دارای میخ زیرهچکمه میخ‌دار

صفت برای چکمه‌هایی که ته آنها میخ‌های کوتاه برای مقاومت و چسبندگی دارد

Describing boots with nails on the soles for durability and grip

«او در پیاده‌روی از چکمه‌های میخ‌دار استفاده کرد.»

He wore hobnailed boots during the hike.

«زیره‌های میخ‌دار چسبندگی خوبی روی زمین ناهموار فراهم می‌کنند.»

Hobnailed soles provide good traction on rough ground.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000