adjective (صفت)common
صفت — بستهبندی شده
بستهبندی شدهمحکم بسته شده
بستهشده بهگونهای که دست و پاها محکم به هم بسته شدهاند و حرکت غیرممکن است.
Tied up tightly with limbs bound, preventing movement.
«مجرم توسط پلیس بسته و بیحرکت شده بود.»
“The criminal was hogtied by the police.”
«او هنگام تلاش برای فرار احساس بسته بودن داشت.»
“He felt hogtied during the escape attempt.”