hogtied

hog·tied/ˈhɒgtaɪd/
adjective (صفت)common

صفت — بسته‌بندی شده

بسته‌بندی شدهمحکم بسته شده

بسته‌شده به‌گونه‌ای که دست‌ و پاها محکم به هم بسته شده‌اند و حرکت غیرممکن است.

Tied up tightly with limbs bound, preventing movement.

«مجرم توسط پلیس بسته و بی‌حرکت شده بود.»

The criminal was hogtied by the police.

«او هنگام تلاش برای فرار احساس بسته بودن داشت.»

He felt hogtied during the escape attempt.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000