hold off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hoʊld ɔːf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — عقب انداختن

عقب انداختندست نگه داشتن

انجام دادن کاری را به زمان بعد موکول کردن.

To delay doing something or make it happen later.

«بیایید تا جمعه دست نگه داریم.»

Let's hold off until Friday.

«آن‌ها تصمیم را عقب انداختند.»

They held off the decision.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — دور نگه داشتن

دور نگه داشتنمقاومت کردن

برای مدتی مانع نزدیک شدن یا موفق شدن کسی یا چیزی شدن.

To keep someone or something from approaching or succeeding for a time.

«تیم جلوی حملهٔ آخر را گرفت.»

The team held off a late attack.

«این کت تا حدی جلوی باران را می‌گیرد.»

This coat holds off the rain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000