holdbacks

hold·backs/ˈhoʊldˌbæks/
holdto keepbackto restrain
noun (اسم)commonplural (جمع): holdbacks

اسم — موانع

موانعمحدودیت‌ها

مواردی که جلوی پیشرفت را می‌گیرند یا کارایی را کم می‌کنند

Things that restrict progress or reduce performance

«محدودیت‌های مالی پروژه را به تأخیر انداختند.»

Financial holdbacks delayed the project.

«ترس می‌تواند مانع اصلی در تصمیم‌گیری باشد.»

Fear can be a major holdback in decision-making.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obstaclesموانع

متداول. اصطلاح کلی برای مواردی که جلوی پیشرفت را می‌گیرند، مشابه holdbacks.

Common. Broad term for things preventing progress, similar to holdbacks.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000