homogenous

ho·mo·ge·nous/ˈhoʊməˌdʒiːnəs/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more homogenoussuperlative (عالی): most homogenous

صفت — یکدست

یکدستهمگن

دارای ترکیب یا ماهیت یکسان در تمام قسمت‌ها.

Having the same composition or nature throughout.

«نمونه از نظر رنگ یکدست بود.»

The sample was homogenous in color.

«آن‌ها برای مطالعه به گروهی همگن نیاز دارند.»

They need a homogenous group for the study.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uniformیکسان

رایج. به معنی پیوسته یا بدون تغییر است.

Common. Means consistent or unvarying.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000