adjective (صفت)common
صفت — سمدار
سمداردارای سم
دارای سم، مانند پاهای سخت اسب یا گوزن.
Having hooves; equipped with hard feet typical of animals like horses or deer.
«حیوانات سمدار در چمنزار چرا میکردند.»
“The hoofed animals grazed in the meadow.”
«گوزنها پستانداران سمدار هستند که در جنگلها یافت میشوند.»
“Deer are hoofed mammals found in forests.”
تفاوت با واژههای مشابه
cloven— شکافته
رسمی. معمولاً سمهای شکافته را توصیف میکند. وقتی به سم کلی اشاره میشود، قابل جایگزینی نیست.
Formal. Describes split hooves typical of certain animals like goats and deer; not interchangeable when emphasizing general hoofed animals.