huck

/hʌk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): huckedpast participle (مفعولی): hucked-ing (حال): hucking3rd (سوم): hucks

فعل — پرتاب کردن

پرتاب کردنپرت کردن

چیزی را با زور پرتاب کردن؛ پرت کردن.

To throw something with force; to hurl.

«او مجبور شد فریزبی را از روی حصار پرتاب کند.»

He had to huck the frisbee over the fence.

«لباس‌های کثیفت را همینطور روی زمین پرت نکن.»

Don't just huck your dirty clothes on the floor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
throwپرتاب کردن

روزمره. کلی‌ترین واژه برای به حرکت درآوردن یک شیء در هوا. 'پرتاب کردن توپ' رایج است. 'Huck' دلالت بر نیروی بیشتر و شاید کنترل کمتر دارد، اغلب در زمینه‌های غیررسمی یا ورزش‌های اکشن.

Everyday. Most general term for propelling an object through the air. 'Throw a ball' is common. 'Huck' implies more force and perhaps less control, often in informal contexts or action sports.

hurlپرت کردن

رسمی/ادبی. دلالت بر پرتاب با نیروی زیاد یا خشونت دارد. 'پرت کردن سنگ' قوی‌تر از 'پرتاب کردن سنگ' است. 'Huck' از نظر نیرو مشابه است اما معمولاً غیررسمی‌تر است.

Formal/Literary. Implies throwing with great force or violence. 'Hurl a stone' is stronger than 'throw a stone'. 'Huck' is similar in force but typically more informal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000