humanoid

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hu·ma·noid/ˈhjuː.mə.nɔɪd/
humanrelating to people-oidresembling or like
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more humanoidsuperlative (عالی): most humanoid

صفت — انسان‌نما

انسان‌نماشبیه انسان

شکل یا ویژگی‌هایی شبیه انسان داشتن.

Having an appearance or character resembling that of a human being.

«ربات شکلی انسان‌نما داشت تا بهتر با انسان‌ها تعامل کند.»

“The robot had a humanoid shape to interact better with humans.”

«فیلم یک بیگانه انسان‌نما را نشان داد که زمین را کاوش می‌کند.»

“The movie depicted a humanoid alien exploring Earth.”

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000