humdrum

hum·drum/ˈhʌmdrʌm/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more humdrumsuperlative (عالی): most humdrum

صفت — کسالت‌آور

کسالت‌آوربی‌تنوعیکنواخت

فاقد هیجان یا تنوع؛ کسل‌کننده و یکنواخت.

Lacking excitement or variety; dull and monotonous.

«او شغلش را کسالت‌آور و بی‌ارزش می‌دانست.»

He found his job humdrum and unfulfilling.

«فیلم یکنواخت و قابل پیش‌بینی بود.»

The movie was humdrum and predictable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tediousخسته‌کننده

رایج. معنای مشابه، در توصیف چیزهای خسته‌کننده قابل جایگزینی.

Common. Similar meaning, interchangeable in describing boring things.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000