humpbacked

/ˈhʌmpˌbækt/
humpbacka person or animal with a curved back-edhaving or characterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more humpbackedsuperlative (عالی): most humpbacked

صفت — پشت قوزدار

پشت قوزدارکوهان‌دار

دارای پشت یا ستون فقرات گرد و برآمده، معمولاً با یک قوز قابل توجه.

Having a rounded, protruding back or spine, often with a noticeable hump.

«نهنگ کوهان‌دار به خاطر آوازهایش معروف است.»

The humpbacked whale is famous for its songs.

«او از بدو تولد ظاهر پشت قوزدار داشت.»

He had a humpbacked appearance from birth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hunchbackedقوزدار

متداول. معنای بسیار نزدیک، هر دو به پشت خمیده اشاره دارند.

Common. Very similar meaning, both describe a curved back.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000