در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بهشیوهای که تمایل شدید یا اشتیاق، معمولاً برای غذا را نشان میدهد.
In a way that shows strong desire or eagerness, often for food.
«او پس از پیادهروی طولانی با ولع غذا خورد.»
“She ate hungrily after the long hike.”
«کودک با اشتیاق به کیک نگاه کرد.»
“The child looked hungrily at the cake.”
رایج. در زمینه خوردن یا تمایل زیاد جایگزین است — 'او حریصانه خورد' شبیه به 'با ولع'. بیشتر برای تمایل شدید یا خودخواهانه به کار میرود.
Common. Interchangeable in contexts of eating or strong desire — 'She ate greedily' works like 'hungrily'. Used more for excessive or selfish desire.
رایج. نشاندهنده هیجان یا علاقه شدید است، همیشه به غذا مربوط نیست — 'او با اشتیاق منتظر ماند' درست است اما همیشه برای خوردن نیست.
Common. Indicates enthusiasm or strong interest, not always related to food — 'He waited eagerly' fits but not 'ate eagerly' always.