در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تکه بزرگ یا قطعهای از چیزی، معمولاً غذا؛ همچنین مرد جذاب و قوی (عامیانه).
A large piece or chunk of something, often food; also an attractive, well-built man (informal).
«یک تکه بزرگ نان خورد.»
“He ate a hunk of bread.”
«او مردی خوشاندام در باشگاه است.»
“He is a real hunk at the gym.”
رایج برای قطعات بزرگ معمولاً غذا یا ماده.
Common for large solid pieces, mostly of food or material.