در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با سرعت و انرژی زیاد و اغلب با هدفی مشخص حرکت کردن.
To move quickly and energetically, often with urgency or purpose.
«باید میدویدیم تا به اتوبوس برسیم.»
“We had to hustle to catch the bus.”
«او با سرعت از خیابان شلوغ عبور کرد.»
“She hustled through the crowded street.”
رایج. در زمینههای حرکت سریع جایگزین میشود — «عجله کردن برای اتوبوس» مشابه است اما «عجله کردن کسبوکار» نمیشود.
Common. Interchangeable in contexts emphasizing quick movement—'rush to the bus' works similarly but 'rush a business' does not.
روزمره. معنی مشابه اما معمولاً به عجله بیشتر و انرژی کمتر اشاره دارد — «عجله کردن برای تمام کردن» در مقابل «شتافتن برای تمام کردن» که تلاش بیشتری را نشان میدهد.
Everyday. Similar meaning but usually implies less energy and more haste—'hurry to finish' vs. 'hustle to finish' which suggests more effort.