hustle

hus·tle/ˈhʌsəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): hustledpast participle (مفعولی): hustled-ing (حال): hustling3rd (سوم): hustles

فعل — شتافتن

شتافتنتند حرکت کردن

با سرعت و انرژی زیاد و اغلب با هدفی مشخص حرکت کردن.

To move quickly and energetically, often with urgency or purpose.

«باید می‌دویدیم تا به اتوبوس برسیم.»

We had to hustle to catch the bus.

«او با سرعت از خیابان شلوغ عبور کرد.»

She hustled through the crowded street.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rushعجله کردن

رایج. در زمینه‌های حرکت سریع جایگزین می‌شود — «عجله کردن برای اتوبوس» مشابه است اما «عجله کردن کسب‌وکار» نمی‌شود.

Common. Interchangeable in contexts emphasizing quick movement—'rush to the bus' works similarly but 'rush a business' does not.

hurryعجله کردن

روزمره. معنی مشابه اما معمولاً به عجله بیشتر و انرژی کمتر اشاره دارد — «عجله کردن برای تمام کردن» در مقابل «شتافتن برای تمام کردن» که تلاش بیشتری را نشان می‌دهد.

Everyday. Similar meaning but usually implies less energy and more haste—'hurry to finish' vs. 'hustle to finish' which suggests more effort.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000