در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دانشمندی که به مطالعه ماهیان میپردازد.
A scientist who studies fish.
«ماهیشناس یک گونه ماهی نادر را کشف کرد.»
“The ichthyologist discovered a rare fish species.”
«او به عنوان ماهیشناس در موسسه دریایی کار میکند.»
“She works as an ichthyologist at the marine institute.”