در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شاخهای از زیستشناسی که به مطالعه ماهیان میپردازد.
The branch of zoology that studies fishes.
«او برای فهم رفتار ماهیها، علم ماهیشناسی را مطالعه کرد.»
“He studied ichthyology to understand fish behavior.”
«علم ماهیشناسی در حفظ گونههای آبزی کمک میکند.»
“Ichthyology helps in conserving aquatic species.”