icteric

ic·ter·ic/ɪkˈtɛrɪk/
1adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more ictericsuperlative (عالی): most icteric

صفت — یرقانی

یرقانیزردی‌دار

مربوط به یا مبتلا به یرقان (زردی).

Relating to or affected with jaundice.

«نوزاد تازه متولد شده با پوست یرقانی به دنیا آمد.»

The newborn baby presented with icteric skin.

«یک بیمار یرقانی نیاز به مراقبت فوری پزشکی دارد.»

An icteric patient requires immediate medical attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jaundicedیرقانی

رایج. مستقیماً به معنای مبتلا به یرقان، یا دارای تغییر رنگ زرد پوست و چشم‌ها است. 'پوست یرقانی او نشانه مشکلات کبدی بود' صحیح است. در بافت‌های پزشکی کاملاً با 'icteric' قابل تعویض است.

Common. Directly means affected by jaundice, or having a yellow discoloration of the skin and eyes. 'His jaundiced skin was a sign of liver problems' works. Fully interchangeable with 'icteric' in medical contexts.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): icterics

اسم — بیمار یرقانی

بیمار یرقانی

فردی که از یرقان رنج می‌برد.

A person suffering from jaundice.

«پرستار وضعیت بیمار یرقانی را با دقت زیر نظر داشت.»

The nurse carefully monitored the icteric's condition.

«پزشک بیمار یرقانی را معاینه کرد تا علت زردی او را مشخص کند.»

The doctor examined the icteric to determine the cause of their yellowing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000