illogic

il·log·ic/ɪˈlɒdʒɪk/
il-notlogicreasoning
noun (اسم)common

اسم — عدم منطق

عدم منطقبی‌منطقیغیرمنطقی بودن

نبود منطق یا استدلال صحیح؛ کیفیت یا نمونه‌ای غیرمنطقی.

Lack of logic or sound reasoning; an illogical quality or instance.

«تمام استدلال بر اساس بی‌منطقی محض بود.»

The whole argument was based on pure illogic.

«او بی‌منطقی را در گفته او گوشزد کرد.»

He pointed out the illogic in her statement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
irrationalityغیرمنطقی بودن

رسمی. به حالت غیرمنطقی بودن یا فقدان عقل اشاره دارد، اغلب با احساسات یا انگیزه‌ها به جای منطق محض مرتبط است. اغلب هنگام بحث درباره کیفیت کلی غیرمنطقی بودن، قابل جایگزینی است.

Formal. Refers to the state of being irrational or lacking reason, often tied to emotions or impulses rather than pure logic. Often interchangeable when discussing the general quality of being unreasonable.

absurdityپوچی

رایج. به چیزی به شدت نامعقول یا مسخره اشاره دارد که اغلب باعث سرگرمی یا ناباوری می‌شود. در اشاره به مضحک بودن یک موقعیت، قوی‌تر از 'illogic' است.

Common. Implies something that is extremely unreasonable or ridiculous, often causing amusement or disbelief. Stronger than 'illogic' in suggesting a situation is ridiculous.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000