illuminator

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

il·lu·mi·na·tor/ɪˈluːmɪneɪtər/
il-in / intoluminlight-atorone who does / that which does
1noun (اسم)commonplural (جمع): illuminators

اسم — روشن‌کننده

روشن‌کنندهنورافکن

شخص یا وسیله‌ای که نور می‌دهد یا چیزی را روشن‌تر می‌کند.

A person or device that provides light or makes something brighter.

«نورافکن‌های صحنه برای نمایش تنظیم شدند.»

The stage illuminators were adjusted for the play.

«او به عنوان روشن‌کننده نسخ خطی باستانی کار می‌کرد.»

She worked as an illuminator of ancient manuscripts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lampچراغ

روزمره. وسیله‌ای رایج برای تولید نور. در اشاره به منبع نور عمومی قابل جایگزینی است. 'چراغ مطالعه' و 'چراغ خیابان' صحیح هستند. کمتر رسمی‌تر از 'illuminator'.

Everyday. A common device for producing light. Interchangeable when referring to a general light source. 'A desk lamp' works, 'a street lamp' works. Less formal than 'illuminator'.

lightنور

روزمره. اصطلاح عمومی برای تابش مرئی. می‌تواند به عنوان مترادف برای چیزی که نور می‌دهد، به خصوص به صورت غیررسمی، استفاده شود. 'چراغ را روشن کن' صحیح است.

Everyday. The general term for visible radiation. Can be used as a synonym for something that gives off light, especially informally. 'Turn on the light' works.

2noun (اسم)formalplural (جمع): illuminators

اسم — روشنگر

روشنگرتوضیح‌دهنده

چیزی که یک موضوع پیچیده را شفاف یا توضیح می‌دهد.

Something that clarifies or explains a complex subject.

«این کتاب روشنگر تاریخ قرون وسطی است.»

This book is an illuminator of medieval history.

«سخنرانی او روشنگر آن نظریه پیچیده بود.»

Her lecture was an illuminator of the complex theory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
explainerتوضیح‌دهنده

روزمره/غیررسمی. شخص یا چیزی که توضیح می‌دهد. 'توضیح‌دهنده خوب ایده‌های پیچیده' صحیح است. در گفتار غیررسمی رایج‌تر است.

Everyday/Informal. A person or thing that clarifies. 'A good explainer of complex ideas' works. More common in casual speech.

clarifierشفاف‌کننده

رسمی. چیزی که یک وضعیت یا ایده را روشن‌تر می‌کند. 'این نمودار به عنوان یک شفاف‌کننده عالی عمل می‌کند' صحیح است. اغلب برای ابزار یا روش‌ها استفاده می‌شود.

Formal. Something that makes a situation or idea clearer. 'This diagram serves as a great clarifier' works. Often used for tools or methods.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000