در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بهخاطر توهم یا باورهای نادرست گمراه یا فریبخورده.
Misled or deceived by illusions or false beliefs.
«او توسط وعدههای دروغین فریب خورد.»
“He was illusioned by false promises.”
«بسیاری درباره نتیجهها گمراه شدند.»
“Many were illusioned about the outcomes.”
متداول. باور داشتن به چیزی نادرست، بسیار نزدیک به illusioned.
Common. Believing something false, very close in meaning to illusioned.