imagining

im·ag·in·ing/ɪˈmædʒɪnɪŋ/
imagineto form a mental picture-ingpresent participle suffix
noun (اسم)common

اسم — تصور

تصورخیال

عمل یا فرایند ساختن تصویر یا مفهوم ذهنی.

The act or process of forming mental images or concepts.

«تصور کردن ایده‌های جدید برای خلاقیت مهم است.»

Imagining new ideas is important for creativity.

«کودکان وقتشان را به تصور ماجراجویی‌ها می‌پردازند.»

Children spend time imagining adventures.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fantasizingخیال‌پردازی

غیررسمی. معمولاً به خیال‌پردازی یا تصور غیرواقعی اشاره دارد.

Informal. Often implies daydreaming or imagining unrealistic things.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000