در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل اتهام یا مسئولیتپذیر به خاطر رفتار نادرست، بهویژه در سمتهای دولتی.
Capable of being accused or charged with misconduct, especially in public office.
«سناتور به خاطر سوءاستفاده از بودجه قابل استیضاح بود.»
“The senator was impeachable for misuse of funds.”
«مقامات فاسد توسط مجلس قابل استیضاح هستند.»
“Corrupt officials are impeachable by the legislature.”