verb (فعل)formalpast (گذشته): impeachedpast participle (مفعولی): impeached-ing (حال): impeaching3rd (سوم): impeaches
فعل — استیضاح کردن
استیضاح کردناتهام رسمی زدن
به طور رسمی یک مقام دولتی را به سوءرفتار در هنگام خدمت متهم کردن.
Formally charged a public official with misconduct while in office.
«رئیسجمهور به جرم فساد استیضاح شد.»
“The president was impeached for corruption.”
«چند مقام سال گذشته استیضاح شدند.»
“Several officials were impeached last year.”
تفاوت با واژههای مشابه
charged— متهم شده
رسمی. اتهام کلی قانونی است؛ استیضاح فرآیند خاص یکپارلمانی یا قانونی است.
Formal. General legal accusation; impeachment is a specific parliamentary/legal process.