impermissibly

im·per·mis·si·bly/ˌɪmpərˈmɪsəbli/
im-notpermissibleallowed-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): impermissibleposition (جایگاه): end

قید — به طور غیرمجاز

به طور غیرمجازبه طور غیرمجازانه

به گونه‌ای که مجاز یا اجازه داده نشده باشد.

In a way that is not allowed or permitted.

«شواهد به طور غیرمجاز به دست آمد و رد شد.»

The evidence was impermissibly obtained and dismissed.

«او خلاف قوانین شرکت به طور غیرمجاز عمل کرد.»

He acted impermissibly against company rules.

تفاوت با واژه‌های مشابه
illegallyغیرقانونی

رایج. تأکید بر شکستن قوانین دارد؛ impermissibly گسترده‌تر و شامل هر عمل ممنوع است.

Common. Emphasizes breaking rules or laws; impermissibly is broader, covering any prohibited action.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000