imperilled

im·per·illed/ɪmˈpɛrɪld/
im-in / intoperildanger-edpast tense
adjective (صفت)formal

صفت — در معرض خطر

در معرض خطربه خطر افتاده

در معرض خطر یا تهدید قرار گرفته.

Placed in danger or at risk.

«گونه‌های زیادی به علت از دست رفتن زیستگاه به خطر افتاده‌اند.»

Many species are imperilled by habitat loss.

«این منطقه در معرض خطر خشکسالی شدید است.»

The region is imperilled by severe drought.

تفاوت با واژه‌های مشابه
endangeredمهدد

متداول. در معرض آسیب یا انقراض.

Common. Facing risk of harm or extinction.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000