impetuous

im·pet·u·ous/ɪmˈpetʃuəs/
im-not, opposite ofpetto rush, seek-uouscharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more impetuoussuperlative (عالی): most impetuous

صفت — شتاب‌زده

شتاب‌زدههیجان‌زدهبی‌پروا

رفتاری سریع و بدون فکر کافی؛ بی‌پروا و شتاب‌زده.

Acting quickly and without careful thought; impulsive and rash.

«تصمیم شتاب‌زده‌اش باعث مشکلات غیرمنتظره شد.»

His impetuous decision led to unexpected problems.

«او بی‌ملاحظه بود و اغلب قبل از فکر کردن صحبت می‌کرد.»

She was impetuous and often spoke before thinking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rashعجول

رایج است. عمدتاً زمانی که روی عجول و غیرعاقلانه بودن تاکید است قابل جایگزینی است؛ مثلاً «تصمیم عجولانه» مناسب است ولی همیشه جایگزین همه کاربردهای هیجانی نیست.

Common. Interchangeable with 'impetuous' mostly in contexts emphasizing unwise haste; e.g., 'a rash decision' fits, but not all impulsive behaviors.

impulsiveانفعالی، دمدمی مزاج

رایج است. معنای بسیار نزدیک دارد؛ هر دو توصیف‌کننده رفتار بدون فکر قبلی هستند. 'انفعالی' ممکن است کمی کمتر از 'شتاب‌زده' حالت بی‌ملاحظه بودن را نشان دهد.

Common. Very close in meaning; both describe acting without forethought. 'Impulsive' can imply less recklessness than 'impetuous'.

recklessبی‌پروا

رایج است. به معنی پرهیز نکردن از خطر یا پیامدهاست، اغلب قابل تعویض ولی بیشتر بر ریسک‌پذیری تاکید دارد.

Common. Implies a disregard for danger or consequences, often used interchangeably but 'reckless' focuses more on risk-taking.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000