imponderable

im·pon·der·a·ble/ɪmˈpɒndərəbl/
im-notponderto weigh, consider-ablecapable of
noun (اسم)formal

اسم — چیز غیرقابل اندازه‌گیری

چیز غیرقابل اندازه‌گیریمسأله نامشخص

چیزی که به‌دلیل عدم قطعیت نمی‌توان به‌درستی اندازه‌گیری یا برآورد کرد.

Something that cannot be accurately measured or estimated due to uncertainty.

«خطرات درگیر، غیرقابل برآورد هستند.»

The risks involved are imponderables.

«مسائل نامشخص بسیاری بر نتیجه پروژه تأثیر می‌گذارند.»

Many imponderables affect the project’s outcome.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000