implosive

im·plo·sive/ɪmˈpləʊsɪv/
im-inwardplosburst, blow-ivehaving the nature of
adjective (صفت)technical

صفت — فروپاشی به داخل

فروپاشی به داخلانفجار به داخل

توصیف انفجار یا فروپاشی ناگهانی به سمت داخل

Describing a sudden inward burst or collapse.

«صدای فروپاشی به داخل را نشان می‌داد.»

The implosive sound indicated the inward collapse.

«صامت‌های انفجاری به داخل در برخی زبان‌های آفریقایی وجود دارند.»

Implosive consonants occur in some African languages.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collapsingفروپاشی

متداول. برای ساختارها یا چیزهایی که به داخل فرو می‌ریزند به کار می‌رود؛ در زمینه فیزیکی مترادف implosive است.

Common. Used for structures or things falling inward; synonymous with implosive in physical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000