در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
توصیف انفجار یا فروپاشی ناگهانی به سمت داخل
Describing a sudden inward burst or collapse.
«صدای فروپاشی به داخل را نشان میداد.»
“The implosive sound indicated the inward collapse.”
«صامتهای انفجاری به داخل در برخی زبانهای آفریقایی وجود دارند.»
“Implosive consonants occur in some African languages.”
متداول. برای ساختارها یا چیزهایی که به داخل فرو میریزند به کار میرود؛ در زمینه فیزیکی مترادف implosive است.
Common. Used for structures or things falling inward; synonymous with implosive in physical contexts.