imploring

im·plor·ing/ɪmˈplɔːrɪŋ/
im-intensiveploreweep, cry
adjective (صفت)common

صفت — التماس‌کننده

التماس‌کنندهدرخواست‌کننده

نشان‌دهنده درخواست یا التماس فوری و صمیمانه

Showing urgent and sincere pleading or begging.

«او چشمی التماس‌کننده برای کمک به او داد.»

She gave him an imploring look for help.

«صدایش التماس‌کننده و پر امید بود.»

His voice was imploring and full of hope.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beggingالتماس کردن

متداول. به شدت درخواست کردن؛ در بسیاری از زمینه‌ها مترادف است.

Common. Strongly pleading; synonymous in many emotional contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000