impulsion

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

im·pul·sion/ɪmˈpʌlʃən/
im-toward, intopulsea drive or push
noun (اسم)formal

اسم — رانش

رانشانگیزهتحریک

عمل یا حالت رانده شدن به جلو؛ انگیزه یا تحریک

the act or state of driving or pushing forward; an impulse or motivation

«اسب با نیروی رانش زیاد به جلو حرکت کرد.»

The horse moved forward with great impulsion.

«او تحت تأثیر انگیزه ناگهانی عمل کرد.»

She acted on sudden impulsion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
impulseانگیزه

رسمی. تقریباً مترادف; impulsion نام نادری برای عمل رانش یا انگیزش است.

Formal. Nearly synonymous; impulsion is a rare noun for the act of pushing or motivating.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000