در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به روشی که بر اساس تکانههای ناگهانی و بدون فکر عمل میکند.
In a way that acts on sudden urges without careful thought.
«او بیملاحظه آن لباس گرانقیمت را خرید.»
“She impulsively bought the expensive dress.”
«بعد از صحبت عجولانهاش عذرخواهی کرد.»
“He apologized after impulsively speaking out.”