incendiaries

in·cen·di·ar·ies/ɪnˈsɛndiˌɛriz/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): incendiaries

اسم — مواد آتش‌زا

مواد آتش‌زاوسایل آتش‌افروز

اشیائی که برای ایجاد آتش‌سوزی طراحی شده‌اند.

Devices or substances designed to cause fires.

«پلیس چندین ماده آتش‌زا در ساختمان متروکه پیدا کرد.»

The police found several incendiaries in the abandoned building.

«آنها از مواد آتش‌زا برای از بین بردن تدارکات دشمن استفاده کردند.»

They used incendiaries to destroy the enemy's supplies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
firebombsکوکتل مولوتف

رایج. به طور خاص به نوعی بمب ساده دست‌ساز اشاره دارد. وقتی وسیله آتش‌زا یک بمب باشد جایگزین می‌شود. مثال: 'اغتشاشگران کوکتل مولوتف پرتاب کردند' صحیح است، اما 'او از یک کوکتل مولوتف برای روشن کردن آتش کمپ استفاده کرد' غلط است.

Common. Specifically refers to a type of simple explosive device. Interchangeable when the incendiary device is a bomb. Example: 'The rioters threw firebombs' works, but 'He used a firebomb to light the campfire' does not.

2noun (اسم)formalplural (جمع): incendiaries

اسم — آتش‌افروز

آتش‌افروزفتنه‌گرمحرک

افرادی که عمداً آتش‌سوزی راه می‌اندازند یا باعث تحریک درگیری و شورش می‌شوند.

People who deliberately set fires or who stir up conflict and rebellion.

«دولت با فتنه‌گران سیاسی به شدت برخورد کرد.»

The government cracked down on political incendiaries.

«او به عنوان یک فتنه‌گر در جامعه شناخته شده بود، همیشه دردسر درست می‌کرد.»

He was known as an incendiary in the community, always causing trouble.

تفاوت با واژه‌های مشابه
arsonistsآتش‌افروزان

رایج. به طور خاص به افرادی که مرتکب آتش‌سوزی عمدی می‌شوند اشاره دارد. وقتی 'incendiary' به معنای فردی باشد که آتش‌سوزی عمدی می‌کند، قابل جایگزینی است. مثال: 'آتش‌افروزان توسط پلیس دستگیر شدند' صحیح است، اما 'او آتش‌افروز ناآرامی‌های اجتماعی بود' غلط است.

Common. Specifically refers to people who commit arson. Interchangeable when the 'incendiary' is a person setting a fire. Example: 'The arsonists were caught by the police' works, 'He was an arsonist of social unrest' doesn't.

agitatorsتحریک‌کنندگان

رایج. به افرادی اشاره دارد که افکار عمومی یا مشکلات را تحریک می‌کنند. وقتی معنی تحریک ناآرامی یا درگیری باشد قابل جایگزینی است. مثال: 'تحریک‌کنندگان سیاسی شایعات پخش کردند' صحیح است، اما 'تحریک‌کنندگان آتش ساختمان را روشن کردند' غلط است.

Common. Refers to people who stir up public opinion or trouble. Interchangeable when the meaning is causing unrest or conflict. Example: 'Political agitators spread rumors' works, 'The agitators started the building fire' doesn't.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000