incisor

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·ci·sor/ɪnˈsaɪzər/
noun (اسم)commonplural (جمع): incisors

اسم — دندان پیشین

دندان پیشین

دندان جلو که برای بریدن غذا مناسب است.

A front tooth adapted for cutting.

«انسان‌ها در مجموع هشت دندان پیشین دارند.»

“Humans have eight incisors in total.”

«دندان پیشین تیز و صاف است.»

“The incisor is sharp and flat.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000