inclusively

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·clu·sive·ly/ɪnˈkluːsɪvli/
in-in / intoclusto shut / to close-ivetending to-lyin a manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): inclusiveposition (جایگاه): end

قید — جامع

جامعفراگیرانهبدون استثنا

به شیوه‌ای که همه انواع افراد یا چیزها را بدون استثنا در بر گیرد؛ به طور جامع.

In a way that includes all types of people or things, without exception; comprehensively.

«سیاست جدید قصد دارد با همه کارمندان، بدون توجه به سابقه، به صورت فراگیرانه رفتار کند.»

The new policy aims to treat all employees inclusively, regardless of background.

«برنامه درسی به صورت جامع طراحی شد تا برای سبک‌های یادگیری متنوع جذاب باشد.»

The curriculum was designed inclusively to appeal to diverse learning styles.

تفاوت با واژه‌های مشابه
broadlyبه طور گسترده

متداول. به معنای دامنه وسیع یا بررسی کلی است، نه لزوماً هر جزئیات، بلکه پوشش محدوده وسیعی. می‌تواند با 'inclusively' جایگزین شود وقتی دقیقاً 'همه چیز' مدنظر نیست، اما یک دامنه وسیع پوشش داده می‌شود. 'او به طور گسترده درباره موضوع صحبت کرد' درست است، همانطور که 'او به صورت فراگیرانه درباره موضوع صحبت کرد' اگر همه دیدگاه‌ها در نظر گرفته شدند.

Common. Implies a wide scope or general consideration, not necessarily every single detail but covering a large range. Can be interchangeable with 'inclusively' when the exact nuance of 'every single thing' is not paramount, but a wide net is cast. 'He spoke broadly about the topic' works, as does 'He spoke inclusively about the topic' if all perspectives were considered.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000