incrust

in·crust/ɪnˈkrʌst/
in-into or oncrusta hard outer layer
verb (فعل)formalpast (گذشته): incrustedpast participle (مفعولی): incrusted-ing (حال): incrusting3rd (سوم): incrusts

فعل — پوسته‌بندی کردن

پوسته‌بندی کردنپوشاندن با پوسته

پوشاندن یا پوشیده شدن با لایه‌ای سخت یا پوسته مانند.

To cover or coat something with a hard layer.

«آن جسم با نمک پوشیده شده بود.»

The object was incrusted with salt.

«دیوارها به مرور با کثیفی پوشیده شدند.»

The walls became incrusted with dirt over time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encrustپوشاندن با پوسته

رایج. تقریباً مترادف و قابل جایگزینی.

Common. Nearly synonymous, interchangeable in most contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000