در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
وابسته به قراردادی که ملزم به کار برای کسی برای مدت خاصی باشد
Bound by a contract to work for someone for a period of time
«او پنج سال خدمتکار قراردادی بود.»
“He was an indentured servant for five years.”
«کارگران قراردادی اغلب حقوق محدودی داشتند.»
“Indentured workers often had limited rights.”